به گزارش حیات به نقل از تسنیم، تاریخ را معمولاً فاتحان مینویسند، اما آن چه تاریخ را میسازد، همیشه قدرت نیست،گاه در پس هیاهوی فرمانروایان حقیقتی آرام و خاموش جریان دارد که نه با شمشیر فتح میکند و نه با زر و زور فرمان میراند، اما در نهایت ماندگارتر از همه قدرتها بر سرنوشت انسان اثر میگذارد. ولادت امام هادی(ع) را میتوان از این منظر نگریست؛ نه تنها به عنوان میلاد شخصیتی بزرگ در سلسله امامت بلکه به مثابه ظهور الگویی تاریخی برای حفظ معنا در روزگاری که قدرت میکوشید همه چیز را در اختیار خود بگیرد. عصر امام هادی(ع) از پیچیدهترین دورههای تاریخ اسلام بود. خلافت عباسی در ظاهر در اوج اقتدار قرار داشت؛ دستگاههای اداری گسترده، سازوکارهای امنیتی منسجم و نظارت دائمی بر مخالفان، تصویری از قدرتی فراگیر را به نمایش میگذاشت. در چنین فضایی بسیاری میپنداشتند که بقای هر اندیشهای تنها در گرو دسترسی به قدرت سیاسی است. اما امام هادی(ع) راه دیگری را پیش روی تاریخ گشودند؛ راهی که نشان میداد میان قدرت و ماندگاری نسبتی قطعی وجود ندارد و آن چه یک جریان فکری را جاودانه میکند، توانایی آن در حفظ معنا و هویت خویش است.
بزرگترین هنر امام هادی(ع) را شاید بتوان در همین نقطه جستوجو کرد. ایشان در شرایطی زیستند که امکان کنش سیاسی آشکار بسیار محدود بود، اما این محدودیت به انفعال نینجامید. امام میدان اثرگذاری را از عرصه قدرت رسمی به قلمرو آگاهی، فرهنگ و هویت منتقل کردند. این جابهجایی ظریف یکی از مهمترین تحولات تاریخ تشیع بود، چرا که از این پس، تشیع بیش از آن که به حضور در ساختار قدرت وابسته باشد، به شبکهای از معرفت، اعتماد، ارتباط و باور تبدیل شد؛ شبکهای که توانست از دل فشارها عبور کند و خود را به نسلهای بعدی برساند. در این میان، ویژگیهای شخصیتی امام هادی(ع) نقشی تعیینکننده داشت. علم ایشان صرفاً دانشی برای پاسخ به پرسشهای زمانه نبود بلکه نوعی مرجعیت معنوی میآفرید که انسانها را از اسارت جهل و تحمیل فکری رها میکرد. در روزگاری که قدرت سیاسی میکوشید حقیقت را نیز در انحصار خود بگیرد، وجود شخصیتی که معیار تشخیص حق از باطل باشد، خود نوعی مقاومت تاریخی به شمار میآمد. امام هادی(ع) با رفتار و گفتار خویش نشان دادند که حقیقت، مشروعیت خود را از قدرت نمیگیرد؛ بلکه قدرت است که برای بقا نیازمند حقیقت است.
در کنار علم، وقار امام هادی(ع) نیز حامل پیامی عمیق بود. تاریخ غالباً قهرمانان خود را با هیجان، شورش و فریاد به یاد میآورد، اما امام هادی(ع) الگوی دیگری از تأثیرگذاری را به نمایش گذاشتند. وقار ایشان نه نشانه سکون بلکه صورت متعالی قدرت درونی بود. انسانی که در برابر فشارها، تحقیرها و محدودیتها کرامت خویش را حفظ میکند، در حقیقت از قلمرویی سخن میگوید که دست قدرتهای بیرونی به آن نمیرسد. از این منظر وقار امام هادی(ع) صرفاً یک فضیلت اخلاقی نبود؛ بلکه نوعی کنش تمدنی به شمار میآمد که به پیروان ایشان میآموخت چگونه در سختترین شرایط، خویشتن خویش را از دست ندهند. کرامت انسانی نیز در سیره امام هادی(ع) =جایگاهی ممتاز داشت. ایشان در زمانی میزیستند که بسیاری از روابط اجتماعی و سیاسی بر پایه ترس شکل میگرفت، اما رفتار امام بر محور احترام به انسان استوار بود. این نگاه، در واقع بازسازی معنای انسان در جامعهای بود که قدرت، ارزش افراد را بر اساس میزان نزدیکی آنان به دستگاه حکومت تعیین میکرد و امام هادی(ع) با منش خود یادآور شدند که منزلت انسان، امری ذاتی و الهی است و نمیتوان آن را به بازیهای قدرت فروکاست.
شاید مهمترین میراث امام هادی(ع) برای تاریخ تشیع آمادهسازی جامعه برای زیستن با حضور معنوی باشد. تشیع در دوران ایشان به تدریج میآموخت که بقای حقیقت همواره وابسته به حضور آشکار و مستقیم نیست. جامعه شیعی در پرتو هدایت امام، ظرفیت آن را پیدا کرد که میان ظاهر قدرت و عمق حقیقت تمایز قائل شود. همچنین این تجربه تاریخی بعدها در مواجهه با عصر غیبت، سرمایهای بزرگ برای استمرار هویت شیعی شد. به بیان دیگر امام هادی(ع) تنها یک نسل را هدایت نکردند؛ بلکه شیعه را برای عبور از یکی از بزرگترین آزمونهای تاریخ خود آماده ساختند.
امروز جهان ما بیش از هر زمان دیگری با مسئله سلطه مواجهست؛ سلطه رسانه، ثروت، تصویر و روایتهای مسلط است. در چنین جهانی، پرسش بنیادین همان است که در عصر امام هادی(ع) وجود داشت که چگونه میتوان در برابر فشار ساختارهای قدرتمند، حقیقت و هویت خویش را حفظ کرد؟ پاسخ امام نه در انزوا و نه در تسلیم بلکه در تقویت بنیانهای معنا نهفته است. بنابراین هر جامعهای که بتواند معنای خود را حفظ کند حتی اگر از قدرت رسمی محروم باشد در نهایت به حیات تاریخی خویش ادامه خواهد داد. از این رو، ولادت امام هادی(ع) تنها یادآور میلاد یک امام نیست؛ یادآور تولد منطقی است که به انسان میآموزد شکست واقعی زمانی رخ میدهد که معنا از دست برود، نه هنگامی که قدرت در اختیار دیگری باشد. راز ماندگاری تشیع نیز در همین حقیقت نهفته است؛ حقیقتی که امام هادی(ع) با علم، وقار، کرامت و صبر خویش آن را به میراثی جاودان برای تاریخ اسلام تبدیل کردند. درسی که از زندگی ایشان میتوان آموخت آن است که قدرتها میآیند و میروند، اما معنایی که بر بنیاد حقیقت بنا شده باشد هرگز شکست نمیخورد.
یادداشت از مصطفی شجاعی
انتهای پیام//
نظر شما